یادگاری های مجازی من
اینجا ...تلاشی در جهت بهتر اندیشی و واکاوی خود 
قالب وبلاگ

سلام

همه چیز برام گیج و مبهمه. یک سری چیزها رو اصلا نمی تونم بپذیرم و با منطقم سازگار نیست. بارها اشک ریختم گریه کردم . کاری که از دست من ساخته نیست . من یه آدم معمولی با یک زندگی معمولی هستم. فقط میتونم دعا کنم و بارها دعا کردم اوضاع خوب بشه درست بشه رو به راه بشه.

از بس گریه میکنم سو و دید چشمهام کمتر شده غم دارم یک غم بزرگ به وسعت زیاد.

معلوم نیست میخواد چی بشه .

فقط خدا به تک تک ما رحم کنه.

یک ماه بیشتر میشه که از فکر صاحب کارم و دوست داشتنش اومدم بیرون و انگار نه انگار که چقدر دلم میخواست هر روز ببینمش و ازش با خبر باشم! برام دیگه اهمیتی نداره کجاست و چه میکنه و چی میگه بهم! چقدر درگیر احساسات نبودن خوبه! انگار بار سنگینی از دوشم برداشته شده و رها شدم. کلا احساسات یک طرفه خوب نیست. خوب شد که خدا کمکم کرد از فکر کردن بهش خلاص شم. اونم انگار با یکی آشنا شده . چند روزه که نرفتم دفتر ولی قبلا که میرفتم می دیدم گوشیش که زنگ میخوره خیلی با ملایمت سلام میکنه و میره بیرون حرف میزنه مشخص بود با دختر حرف میزنه ولی اصلا دیگه برام اهمیتی نداره چون خیلی دعا کردم که از احساسات بیهوده رها بشم و خدا رو شکر اصلا دیگه بهش حسی ندارم و چقدر قدیما احمق بودم که از هر رفتار خنثی و عادیش برای خودم داستان و منظور میساختم!

اینکه احساس رهایی میکنمو خیلی دوست دارم چون وقتی آدم ، عاشق کسی میشه واقعا یک بار سنگینی روی دوشش حس میکنه مخصوصا اینکه احساسش یک طرفه باشه.

من سختمه به روال عادی زندگیم برگردم غصه مردم کشورم منو داغون کرده. ناراحتم.

یک آقایی هست نزدیک خونمون همیشه می بینمش میاد تو زباله ها رو میگرده و مواد بازیافتی رو جدا میکنه با اینکه سن بالایی داره . دلم براش میسوزه. کاری از دستم ساخته نیست ولی دلم براش میشکنه. با این سنش دنبال پلاستیک و بازیافت هست و ناخوداگاه تا می بینمش اعصابم بهم می ریزه. اشکم درمیاد و کلا این روزها کافیه یه بهانه ای جور بشه اشکم در میاد و به خودم میام می بینم کلی هق هق کردم گریه کردم و از شدت سر درد بعدش میخوام منفجر شم.

فقط از خدا میخوام و مدام دعا میکنم که بهمون رحم کنه.

نمیخوام واقعا انرژی منفی بدم ولی از لحاظ روحی واقعا حالم بده . طاقت ندارم دیگه.

خدایا! هر آنچه برای مردم کشورم و کشورم خوب و بهتر و صلاح میدونی همونو رقم بزن و ما رو به همون راضی کن. خدایا! مراقب تک تک جوان ها و مردم بیچاره کشورم باش. خدایا ! تمام مردم کشورمو به تو میسپارم مراقب پدرها و مادرهامون و بچه ها باش.... خدایا! طوری برای ما و کشورمون رقم بزن که بهترین ها پیش بیاد و از پس این تاریکی ها نور بتابه، آمین😔😔😔

[ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ ] [ 20:20 ] [ آیدا سبزاندیش ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

هر روز تجربه ای گران بهاست
در این بازی روزگار کسی برنده است که نه از شادی هایش
چنان مسرور و درگیر غرور میگردد و نه از غم هایش اندوهناک!
رها کن تا رها شوی....🐬🐬

عاشق طبیعت و گیاهان و اسرار آسمان ها و خداوند و رنگهای شاد🍀🌳🌸🌗🪐🌏💫
لینک های ویژه
خرید آسان